15 Supernatural ’فصل 15 ، قسمت 6 خلاصه داستان:‘ زمان طلایی ’
قسمت هفته گذشته از ماوراuralالطبیعه پس از ظاهر شدن لیلیث برای پیشنهادات چاک ، پسران را رها کرد و اسلحه خود را از مال خود ریز کرد. او آن را ذوب کرد و برخاست ، و حتی کاس برای کمک به آنها بود با رفتن به این هفته ، دین اساساً تلاش برای جنگیدن را رها کرده و سام هنوز در جستجوی راه هایی برای خلاص شدن از شر چاک / خدا است. این یک خلاصه است از قسمت هفتم ، جایی که سام هنوز در حال عزاداری دوستش روونا است و دین بسیار بی عفت است.

بازیگران ‘Supernatural’ میشا کالینز ، جارد پادالکی و جنسن آکلز | کوین مازور / گتی ایماژ برای CW
شهید برنامان چقدر سود می برد
دو مورد باز می شود
در صحنه رمز و راز آغازین ، برخی از جادوگران آپارتمان روونا را غارت می کنند ، به دنبال آنچه ما تصور می کنیم کتاب لعنتی یا برخی از طلسم های قدرتمند است ، می شوند. او نباید این کار را می کرد ، زیرا او قربانی یک نفرین شد و درگذشت.
در پناهگاه ، سام به دنبال لیلیت به صورت آنلاین است و دین با لباس خواب سرد می شود و غلات می خورد. آنها در مورد چشم اندازها و چاک صحبت می کنند. دین بیش از آن است.
دین مشغول خوردن غلات است ، در حالی که سام در حال تحقیق است. جدید # ماوراuralالطبیعه اکنون در CW شروع می شود! pic.twitter.com/Ut0IPH18IK
- Supernatural (cw_spn) 22 نوامبر 2019
در جای دیگر ، كاس در بعضی از ماهی های كوچك و وسایل بازی متوقف می شود و مدیر را با او گفتگو می كند ، كه به او می گوید جسد پسر جوانی را از دریاچه بیرون كشیده اند. بچه از خونش تخلیه شد. این علاقه او را برمی انگیزد.
سم در حال دویدن نیست و به روح شکارچی مرده آیلین لیهی می دزد. او نگران پرسه زدن رایگان و تبدیل شدن به یک poltergeist است. او می پرسد آیا آنها می توانند به او کمک کنند تا وارد بهشت شود ، اما دین با کمال خونسردی به او می گوید نه زیرا راهی برای انتقال روح از جهنم به بهشت وجود ندارد (طبق تجربه با کوین). او یک گفتگوی خصوصی با سام دارد و به آنها پیشنهاد می دهد که او را درون جعبه و کریستال روح خود قرار دهند ، اما سام می گوید جادوی روونا سخت است. دین به او یادآوری می کند که او اصولاً محافظ روون بود و سام موافقت می کند که در این مورد تحقیق کند. دین برای سوار شدن همراه نیست و مثل اینکه برایش مهم نیست رفتار می کند. ترجیح می دهد دویدن شیر داشته باشد.
کاس پیگیری می کند ، سام به دنبال طلسم می رود
کاس نقش FBI را بازی می کند و می رود تا در مورد پسر مرد با کلانتر صحبت کند و توسط میز جلو به لابی فرستاده می شود. او می نشیند تا منتظر بماند و در پایان یاد می گیرد که مادر دیگری پسر کوچک خود را که به اردو رفته است پیدا نمی کند. او می خواهد به او کمک کند.
سام و آیلین به روونا می رسند و جادوگر مرده را پیدا می کنند. دو جادوگر از یک ون در پارکینگ آنها را از یک آینه جادویی دیواری تحت نظر قرار می دهند. آنها می توانند سام را در داخل آپارتمان ببینند.
کاس با کلانتری صحبت می کند که مادر را مسخره می کند ، اما اعتراف می کند که افراد محلی گمشده امری نادر است. وی پس از آنکه در ابتدا از تحویل پرونده های پسر مرده امتناع ورزید ، وی اطلاعات سرپرست Cass را جویا می شود ، با دین در سنگر تماس می گیرد. دین با نام جعلی جواب می دهد و Cass را ضمانت می کند اما سپس با او تلفنی تماس می گیرد تا او را در مورد عدم تماس تلفنی سرزنش کند. او در مورد چاک به او هشدار می دهد.
سام و آیلین به لطف اینکه آیلین قادر به قدم زدن در پیاده روی ها است ، انباشته مخفی روونا را پیدا می کنند. جادوگر خوب مجلات جادوهاش را نگه می داشت! او یکی را پیدا می کند که می تواند ارواح را به گوشت تبدیل کند ، اما این فقط نیمی از کار است. سام فکر می کند می تواند آن را تمام کند.
کاس پرونده های پسر مرده را مرور می کند و نتایج تخلیه بدن او را می بیند. او به جنگل سر می زند.
هر دو بیش از آنچه برای چانه زنی با آنها روبرو شده اند
اوه اوه سام هنگامی که بیرون ماشین می آید شروع به استفراغ خون می کند. او سعی می کند به آیلین بگوید که وقتی دو جادوگر به سمت او می روند ، دور شود. یکی انفجار ایلین را دور می کند. آنها یاد می گیرند آپارتمان شش گوش است اما سام محافظت می شود. جادوگر سر می خواهد جادوگر مرده (دخترش) را با طلسم روونا برگرداند. دیگری که به نظر نجیب و بنده می آید ، و معلوم می شود که او دختر دیگر جادوگر ، امیلی است. جادوگر رئیس با موهای خود یک عروسک از سام درست می کند و به او این گزینه را می دهد که آرام یا سریع بمیرد.
کاس با نقشه در منطقه دریاچه بیرون است و متوجه می شود که مادر او را دنبال کرده است. وی به او گفت منطقه به دلیل وجود یک معدن قدیمی نقره خطرناک است و او می خواهد بداند کجاست. آنها با هم پرواز می کنند.
سام با همراهی امیلی ، جادوگر ناراحت و کینه توز ، مجبور می شود دوباره وارد آپارتمان شود. او را وادار می کند تا در مورد خواهر مرده ، پست خود صحبت کند ، اما او هنوز هم به او می گوید کالاهای آپارتمان را ببندد.
کاس و مادر از جنگل عبور می کنند و او توضیح می دهد که هیولاها واقعی هستند ، فقط در صورتی که پسرش را پیدا نکنند. اما آنها به او برخوردند و او زنده است.
همه می فهمند که باید در بازی حضور داشته باشند
سم را که سعی می کند امیلی را متقاعد کند از مادر بیرحم و خواهرش که به زودی زنده می شود متقاعد کند ، کوتاه بیاید اما او مردد می شود و عروسک سم را خنجر می زند و به او صدمه می زند.
کالب ، پسر پیدا شده ، 'مردی' را دید که بدن پسر مرده را به دریاچه می کشاند. سپس مرد حاضر می شود. این کلانتر است - که یک هیولا است - تهدید به قتل سه نفر از آنها است. کاس تمام رمبو را روی او می گذارد ، گلوله ها را تکان می دهد و با تیغ فرشته او را با چاقو می کشد. مامان و پسر در حال محکم شدن در برابر درخت هستند.
آیلین برای کمک رفت و دین دقیقاً به موقع برای کمک به سم حاضر شد. او اسلحه ای به سر جادوگر مامان دارد ، و یک ایستادگی وجود دارد ، اما جادوگر شبح مرده ظاهر می شود. آیلین از راه می رسد و یک جنگ روحانی در می گیرد.
امیلی عروسک سام را می پیچد تا بکشد و دین اسلحه را گرفته و با گلوله های جادوگر به او شلیک می کند. مادر جادوگر با هدف تبدیل قلب او به خاک به او شعار می دهد ، اما سام او را می پرد و یک کیسه شش گوش را در دهان او پر می کند ، و طلسمی را بر زبان می آورد. او وقت داشت که هنگام جمع آوری چیزهای روونا یکی را جمع کند. آره! در همین زمان ، آیلین توسط جادوگر مرده در آپارتمان محاصره می شود ، اما دین با سوزاندن بدن شبح او را نجات می دهد. پیو
Cass در جنگل ، بدن کلانتر را تمیز کرده و سعی می کند مچ پا آسیب دیده کالب را بهبود بخشد. قدرت فرشته اش از بین می رود ، اما او این کار را می کند. کاس تصمیم می گیرد وقت آن باشد که 'دوباره به بازی برگردد'.
مشاهده این پست در اینستاگرام
سم که به پناهگاه می رود ، سعی می کند تا طلسم آیلین را با نشستن در وان و انجام دادن شعارها ، انجام دهد. این کار می کند و او دوباره زنده است. هر دو احساساتی هستند.
چه سالی نیوتن متولد شد
سام در مورد عدم تسلیم شدن با دین دلیل می گیرد ، اما دین نگران است که آنها نتوانند بین آنچه خداست و آنچه در اطراف آنها نیست اتفاق افتادگی قائل شوند. سام به او یادآوری می کند که آنها 'بچه هایی هستند که قوانین را زیر پا می گذارند' و آنها باید با هم کار کنند. آنها به یکدیگر احتیاج دارند.











